مير سيد شريف راقم سمرقندى
127
تاريخ راقم ( فارسى )
منوّرش در جوار فايض الانوار حضرت خواجهء بزرگوار خواجه نقشبند است و در صفهء والدش عبيد الله خان . بر ضماير ارباب دقايق و بر بصاير اصحاب حقايق مستور نخواهد بود كه دنيا محل حوادث و نوايب است چرا كه از افق سپهر اعتبار خورشيد دولتى طلوع نكرد كه آخر به سرحد زوال نرسيد و در عرصهء حدوث بناى سلطنتى سر به گردون نكشيد كه از صدمهء زلزلهء فنا از هم فرو نريخت . لمؤلّفه دنيا كه درو بوى وفا نيست پديد * بايد كه ز هرچه هست پيوند بريد اين صورت مرگ را در آئينهء عقل * از روى خرد هميشه مىبايد ديد تاريخ « حيف از عبد العزيز خوان » . بعد از وفات عبد العزيز خان محمد يار سلطان به تخت بخارا جلوس كرد . وفات عبد اللطيف خان ابن كوجكنجى خان بن ابو الخير خان اطوار گزيده و كردار پسنديده داشت . همواره صحبت شريفش با علما و فضلا مىبود و هميشه در تمجيد حفّاظ و تكريم كلام مجيد سعى بليغ مىفرمود . سمرقند در ايام معدلت و مرحمتش بهشت آئين گشته بود و حدايقش رشك رياض خلد برين مىنمود . قريب به سن شيخوخت رسيده بود كه روح پرفتوحش نداى « ارجعى » به سمع اجابت تلقى نمود و در ساعت از قيد بدن خلاصى يافت و مايل روح و ريحان جنّت مبين گشت . حدوث اين واقعه در شهور 959 بود و مرقد منورش در بلدهء محفوظهء سمرقند و در مدرسهء ابو سعيد خان ابن كوچكنجى است و هم تاريخ فوت او « شهر سمرقند » است . گويند سمرقند از اعظم بلاد ماوراء النهر است و از اقليم پنجم مىشمارند . تاريخ فوت سه صاحبقران در هندوستان در يك سال سلطان محمود گجراتى كه والى گجرات بوده و اسلام شاه دكنى كه صبهء دكن بوده و نظام الملك بحرى هر يك از اين سه دلاور در چهار دانگ هندوستان پنج نوبت مردانگى مىزدند . بلكه از شش جهت در هفت اقليم عالم از ايشان آوازهء صلابت افتاده و غلغلهء